




نويسنده: منصور نادمی | ساعت: 23:1





موضوع: <-PostCategory->
نويسنده: منصور نادمی | ساعت: 22:57
خدمتي ديگر از شهرداري پارسيان
بلوار معلم ورودي بلوار وليعصر از جنوب به ميدان وحدت و از شمال به اتوبال شهداي گمنام متصل مشه

موضوع: <-PostCategory->
نويسنده: منصور نادمی | ساعت: 12:47
فعاليت هاي شهرداري پارسيان در سال 89
ساخت پارك ساحلي


موضوع: <-PostCategory->
نويسنده: منصور نادمی | ساعت: 12:37




موضوع: <-PostCategory->
نويسنده: منصور نادمی | ساعت: 1:9


موضوع: <-PostCategory->
نويسنده: منصور نادمی | ساعت: 0:27
اکونیوز:ساخت بزرگترین بندرگاه صادرات و واردات وزارت صنایع و معادن کشور در شهرستان پارسیان آغاز شد. به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران(econews.ir) ،" تقوی راد "مجری طرح منطقه ویژه صنایع انرژی بر کشور در مراسم آغاز ساخت بزرگترین بندرگاه منطقه ویژه صنایع انرژی بر پارسیان گفت: این طرح با اعتبار اولیه 350 میلیارد ریال از سوی وزارت صنایع و معادن در بندر عماریه این شهرستان ساخته می شود.
تقوی راد گفت: مجوز محیط زیست کشور برای ساخت کارخانه های فولاد،آلومینیوم ،پتروشیمی و کارخانه سیمان در این بندرگاه اخذ شده است.
وی افزود: استقرار صنایع در منطقه ویژه صنایع انرژی بر پارسیان از جمله بزرگترین طرح های توسعه صنعتی کشور است که قادر خواهد بود سالانه 10 میلیون تن فولاد 2 میلیون تن آلومینیوم و 10 میلیون تن محصولات پتروشیمی تولید کند.
بندر عماریه در 12 کیلومتری غرب شهرستان بندرعباس واقع است .
بندر عماریه تا منطقه پارس جنوبی 50 کیلومتر فاصله دارد
موضوع: <-PostCategory->
نويسنده: منصور نادمی | ساعت: 20:28

احمد جباری نماینده مردم پارسیان، بستک و بندر لنگه در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با جنوب آنلاین گفت: از زمان ایجاد عزم جدی در دولت برای استقرار صنایع ویژه در منطقه پارسیان استان هرمزگان، شاهد تلاش هایی برای مهیا ساختن این زیرساخت ها در مناطق غربی استان بودیم اما همزمان با این روند، تلاش هایی نیز در مناطق مستعد همسایه با پارسیان نیز صورت گرفت تا این ظرفیت را به سوی خود سوق دهند.
وی ادامه داد: استقرار این صنایع برای پارسیان نقشی کلیدی و پر ثمر داشت و می توانست با توجه به نزدیکی به منطقه عسلویه مبنایی برای توسعه استان هرمزگان و ریشه کنی بیکاری در این منطقه و استان شود و بر این اساس تلاش ویژه ای را به همراه دیگر نمایندگان استان صورت دادیم تا این ظرفیت عظیم در استان باقی بماند.
جباری گفت: با انبوه تلاش های صورت گرفته که بسیاری از آنها را در قالب دیدار با وزیر صنایع و نفت انجام دادم و همین طور نگاه مثبت دولت خدمت گزار، لایحه تبدیل پارسیان به منطقه ویژه اقتصادی در کارگروههای دولت در دستور کار قرار گرفت و به لطف خدا، روز یکشنبه 28 آذرماه این لایحه در مجلس شورای اسلامی مطرح و نهایتا با رای قاطع نمایندگان به تصویب رسید تا هدیه کوچکی از جانب خادمشان در مجلس شورای اسلامی باشد.
نماینده مردم غرب استان هرمزگان افزود: به لطف خدا با این مصوبه، زیر ساخت قانونی برای استقرار صنایع در این منطقه به دور از بسیاری تشریفات فراهم و این شهر در جمله مناطق ویژه کشورمان قرار گرفت
موضوع: <-PostCategory->
نويسنده: منصور نادمی | ساعت: 11:13
تحلیلی بر ابیات"الله بزن بارون" اشعار و ادبيات عاميانه در فرهنگ هاي محلي گذشته از آنكه يادآور خاطره ها و صميميت هاي گذشته است مي تواند نشاني از نحوه ي تفكر و شيوه ي زيست گذشتگان ما را نيز در خود داشته باشد.گذشتگان آرزوها وعقايدشان را معمولا در قالب مجموعه اي از اشعار شروه ها لالايي ها و ابياتي كه در مراسم جشن و عروسي خوانده مي شده بيان مي كرده اند.آنچه را كه ما امروز به عنوان فرهنگ عاميانه يا فولكلور مي خوانيم. در سال هايي كه باران دير مي كند مراسمي به نام "الله بزن بارون" در منطقه ي گاوبندي از دير باز برگزار مي شده است.در اين مراسم كه معمولا شب ها برگزار مي شود گروهي از بچه ها يا زنان به درب خانه ها مي روند و اشعار محلي با وجه ي دعايي را براي طلب باران مي خوانند.و در پايان معمولا قند يا شكري از طرف صاحبخانه به آنها داده مي شود.كه در اين صورت همه با هم مي گويند:"خونه ي گچي پر هميچي" كنايه از آنكه خانه اتان هميشه نو و پر از خير و بركت باد.اينك مي خواهيم نگاهي ديگر به اين اشعار داشته باشيم تا ببينيم اين ابيات نشان از چه عقايدي نزد گذشتگان ما داشته است. مناطق جنوب همواره مناطق كم آب و كم باراني بوده است.انسان ها هميشه چشم به آسمان داشته اند و رزق و روزي خود را در ريزش رحمت خداوند جستجو مي كرده اند.با توجه به آنكه گاوبندي از بدو پيدايش يك منطقه ي كشاورزي بوده است و ساكنان اوليه كه در بردول مي زيستند اين منطقه را حاصلخيز تشخيص داده و به كشاورزي مشغول شدند و رفته رفته در كنار زمين هاي كشاورزي اشان سكونت گزيدند.بنابراين طبيعي است كه زندگي ساكنان اي ديار سخت وابسته به آب و ريزش باران بوده است. سال هاي متوالي كم باراني سال هاي قحطي و نداري و بي چيزي بوده است و اين موجب مي شده انسان اينجايي همواره چشم به آسمان داشته باشد و همه چيز را از خداوند طلب كند و اين خود به خود موجب مي شده وجه ديني زندگي پر رنگ شود.اين است كه ما مي توانيم نام خدا و پيامبر را در بسياري ابيات عاميانه ببينيم."الله بزن بارون/جبار بزن بارون/يارب به حق احمد/نوم خوش محمد/يارب بزن تو بارون/يارب تو كرده كاري /رزاق مور و ماري/بخشنده ي گناهي /يارب بزن تو بارون/يارب به حق پيمون/نوم خوش سليمون/يارب بزن تو بارون " زندگي كشاورزي بي نيروي گاو نر ممكن نبوده است .مي دانيم كه آبياري مزرعه در اين منطقه بوسيله گاوچاه انجام مي شده است .در نبود تكنولوژي قدرت گاو بوده كه آب را با دول هاي بزرگ از چاه بيرون مي آورده است بنابراين در دوره ي خوشكسالي گاوها هم ناي حركت ندارند."گاي نر سر چاه/افتاده بر سر راه/يارب بزن تو بارون " يا در جاي ديگر آمده:"اي گاهاي نر و ماده/تو كيچه ها* فتاده/سر بر زمين نهاده/يارب بزن تو بارون" در سال هاي نداري هركس به فكر خود است تا تكه ناني يا دانه اي خرما به دست آورد و زنده بماند و ديگر نزديك ترين كسش را هم به ياد نمي آورد:"مادر از بچه بيزار/خيزون به كنج ديوار/يارب بزن تو بارون" كشاورزي عمدتا غله كاري بوده است چرا كه نان قوت غالب مردم آن روزگار بوده است و البته گندم همواره تقدس خود را داشته است."يك من غله داشتم/تو يك كلي* كاشتم/گفتم خدا برو* با/صد من غله مگير با*" در پايان نام پسر بزرگ خانه را آورده و براي او آرزوي دامادي مي كنند مثلا اگر نام پسر احمد باشد اينگونه مي گويند:"احمد كه دما موكه*/ري سينش طلا موكه*/از خونه جدا موكه*/الله بزن بارون /جبار بزن بارون " در روستاهاي مجاور ابيات ديگري نيز با لهجه اي متفاوت خوانده مي شود كه نگاهي نيز به آنها مي اندازيم. در هنگامه ي نداري و بي چيزي و ناتواني عيش و تماشا و عروسي هم سر نمي گيرد :"دختر ها گرد هستن/بي شوهري نشستن/دل به اميدت بستن " در اين ابيات آرزوها و اميدها هم به نحوي ظريف و زيبا بيان مي شود .آرزوي روزي كه باران و بهار آيد.زمين كه بارور شد چهره ها مي شكفد و جسم ها تواني مي گيرد و انبساط خاطري فراهم مي آيد و دلدادگان به هم مي رسند عروسي ها از سر گرفته مي شود و آنگاه نوبت باروري زنان مي رسد وچون نگاه مردسالانه بر جامعه حاكم است آرزوي آن دارند كه زن خانه اول صاحب پسري شود." بارون بهار انده*/از كوش و شمال انده/داست ها تيز هاكنيم/غله چون دوار* انده/بي بي چرا حيروني/ وازواكو* در گوني/فاطمه يه پسي باره*/بعدش يه دتي* باره/الله بزن بارون/جبار بزن بارون/يه خونه ي نو كردم/ انبار پر جو كردم/توي كيچه تش* كردم/اي سيرمه ها* چش كردم/الله بزن بارون / جبار بزن بارون. " ناگفته نماند که این شب ها به رسم قدیم گروهی از زنان و دختران در محله ی قدیمی شهرمان این مراسم را اجرا می کنند.
توضيحات كيچه:كوچه كل:گود برو(به ضم ب)با:باران بيايد مگير با:گيرم بيايد دما موكه:دامادش كرديم ري سينش طلا مو كه:روي سينه اش را با طلا تزيين كرديم از خونه جدا موكه:از خانه ي پدر جدايش كرديم انده:آمده دوار:ديوار وازواكو:باز كن پسي باره:صاحب پسري شود دت:دختر تش:آتش سيرمه:سرمه
منبع :http://aftow.blogfa.com/
موضوع: <-PostCategory->
نويسنده: منصور نادمی | ساعت: 17:55
سلام دوستان یه مدت نبودم از همتون عذر خواهی میکنم به زودی با تصاویر زیبای و خبرهای جدید بر میگردم.دوستانی که نظر خواهی کردن ممنونم مطالب اضافی ویرایش شد با تشکر از دوست عزیز اقای ابراهیم پور. مرسی
پیش شماره شهرستان گاوبندی 764462 می باشد. بنابراین برای تماس با یک شماره تلفن در شهرستان گاوبندی باید ابتدا 0764462 را شماره گیری نمایید. به عنوان مثال اگر دوست شما در گاوبندی زندگی می کند و شماره منزل وی 123456 است، شما باید برای تماس با دوست خود شماره 0764462123456 را وارد نمایی
د. شهرستان گاوبندی از توابع استان هرمزگان می باشد.
روزگار به کامتون
موضوع: <-PostCategory->
نويسنده: منصور نادمی | ساعت: 2:26
استان : هرمزگان
زبان رایج : فارسی
(گویش نزدیک به بوشهری)
محلی (گویش نزدیک به لاری)
عربی
مذهب : شیعه و سنی
جمعیت :38096
کد تلفن : 0764
تلفن : 4622010
درجه شهرداری : 5
سال تأسیس : 1343
موقعیت : جنوب غربی ایران
نام پیشین : گاوبندی
شهردار : عبدالمحسن سالمی
موضوع: <-PostCategory->
نويسنده: منصور نادمی | ساعت: 2:43
موضوع: <-PostCategory->
نويسنده: سعید رئیسی | ساعت: 18:0



موضوع: <-PostCategory->
نويسنده: منصور نادمی | ساعت: 15:51
زبان اچمي
اچمی از گویشهای به جا مانده از زبان فارسی پهلوی ، مربوط به دوره ساسانیان و پیش از آن میباشد و یکی از هفت ریشه اصلی زبان فارسی کنونی است. بیشتر ساکنان جنوبی استان فارس و غرب هرمزگان شامل شهرستانهای بستک ، لارستان ، خنج و قسمتهایی از بندرلنگه ، گاوبندی(پارسیان)، بندر خمیر و ... به این گویش صحبت مینمایند. گویش اچمی از گویشهای فارسیتبار یعنی متعلق به شاخه جنوب غربی گویشهای ایرانی است. نام این گویش از کلمه اچم که به معنای برویم- بروم- میروم، میباشد، که به علت استفاده فراوان این لفظ در یاد دیگر فارسی زبانان میماند. این گویش در جای جای منطقه جنوب به شکلهای متنوعی خود را نشان داده و نمود کردهاست که بیشتر این تفاوتها در تلفظ واژگان است. به گونه اي كه ساكنان شهرهاي حاشيه اي خليج فارس مانند بندر عباس و شهرهاي اطراف اين زبان را با كمي تفاوت بيان مي دارند ...
_________________

موضوع: <-PostCategory->
نويسنده: منصور نادمی | ساعت: 15:29

شهرستان پارسيان يكي از زيباترين شهرهاي استان هرمزگان است كه از نظر پوشش گياهي در استان
از شرايط خوبي برخوردار است و ميتوان به جرات گفت كه از زيباترين چشم اندازهاي طبيعي در استان برخوردار است كه در تصاوير زير آنها را خواهيم ديد . تصاوير زير شامل جنگلها ، درختان ، پرندگان ، حيوانات ، سواحل و كوهاي اطراف پارسيان است.
كبك (يا همان كووگ در در زبان محلي به آن گفته مي شود)
يكي از نادر ترين پرندگاني است كه در اين منطقه يافت ميشود كه در سالهاي اخير شاهد كمتري از اين نوع
پرنده در اطراف منطقه بوده ايم .

ساحل پارسيان

غروب سواحل زيباي پارسيان

مزارع كشت كندم و جو

باغ كاشت تنباكو

موضوع: <-PostCategory->
نويسنده: منصور نادمی | ساعت: 1:38
سند توسعه مقدماتي شهرستان پارسيان
معاونت برنامه ريزي استانداري هرمزگان
دفتر برنامه ريزي و بودجه
89-1388

دانلود فايل به صورت PDF در ادامه مطلب

موضوع: <-PostCategory->
نويسنده: منصور نادمی | ساعت: 13:9
آداب و رسوم شهرستان پارسيان
در سالها پیش از انقلاب اسلامی یعنی حدود 30 سال پیش زمانی که کسی به رحمت خدا میرفت به مدت سه روز بر سر قبر او چادر میزدند و سه چهار ملا (قرآنخوان) به صورت شبانهروزی و نوبتی این سه شب را به قرآن خواندن میگذراندند و سپس مراسم سه روزه او را برگزار مینمودند. البته آنزمان به علت کوچکی محیط و آشنایی مردم روستاهای اطراف با یکدیگر از جاهای مختلف در این مراسم شرکت میکردند و باعث آرامش و تسلی خاطر بازماندگان میشدند و هیچگاه مراسم دیگری از قبیل هفته و چهلم و سالگرد و امثال اینها وجود نداشت.
مراسم عید
در سالهای قبل مراسم عید ـ البته در این مناطق عید فطر و عید قربان را جشن میگرفتند ـ به این ترتیب بود که ماه رمضان مردم شور و حال عجیبی داشتند و این ماه دارای اهمیت خاصی بود. پس از سی روز روزه گرفتن، عید فرا میرسید. مردم با شور و شوق با پوشیدن بهترین لباسهایشان صبح اول وقت به مسجد میرفتند و بچهها نیز با پوشیدن لباسهای نو اما ساده در بیرون از مسجد خوشحالی میکردند و منتظر بیرون آمدن بزرگترها از مسجد میشدند (در مراسم عید فقط مردان شرکت میکردند) آن زمانها بیشتر خانهها پخت و پز داشتند و به قول معروف گوشت و برنج و حلیم درست میکردند و مردان پس از اتمام نماز عید به صورت گروهی به خانهها سرمیزدند و پذیرایی میشدند و سپس ملا دعا میخواند و بیرون میآمدند و به خانهی دیگری میرفتند و سعی میشد که به همهی خانوادهها سر بزنند و عید را تبریک بگویند. عید قربان نیز به همین ترتیب و با شور و حالی خاص برگزار میگردید. البته این مراسم به همین گونه برگزار میگردد اما نه با اهمیت و شور حال سابق.
مراسم خواستگاری
در سالهای خیلی پیش، مراسم خواستگاری با مراسم فعلی خیلی تفاوت داشت. به این ترتیب که پدر و مادر خانوادهی داماد، خودشان دختری را برای پسرشان انتخاب میکردند. بودن و نبودن داماد در منطقه مهم نبود. پدر خانواده موافقت یا مخالفت خود را اعلام مینمود. پس از موافقت چنانچه داماد در منطقه بود دختر و پسر را به عقد هم در میآوردند.
بدون حضور آنها و بدون دختر و پسر در مراسم عقد و چنانچه داماد در منطقه نبود دختر را به عقد پدر داماد یا درختی بیرون میآوردند تا زمان برگشت داماد که عقد را منتقل میکردند. عروس و داماد حق دیدن یکدیگر و رفتن و نشستن و صحبت کردن با یکدیگر را نداشتند تا جایی که زمانی که داماد به خانهی نامزدش میرفت دختر در گوشهای پنهان میشد تا زمانی که نامزدش از خانهی آنها بیرون میرفت. به همین ترتیب میگذاشت تا زمان عروسی. ضمناً مهریه فقط نوزده اشرفی شرعی و عرفی تعیین میشد.
مراسم عروسی

در عروسیها معمولا سه روز و سه شب و یا هفت روز و هفت شب مراسم میگرفتند که این بستگی به بضاعت و سرشناسی خانوادهها داشت و کل این چند روز به دعوتشدگان از جاهای مختلف غذا داده میشد و پذیرایی به صورت مفصل به عمل میآمد. در مراسم عروسی همه با یکدیگر همکاری داشتند و هر کس به شکلی و نوعی کمک میکرد. درخانهی عروس هم همین چند روز جشن گرفته میشد. همهی این چند روز عروس خانم زیر چادر در جایی مینشست و بقیه به خواندن شعر و شادی و پایکوبی میگذراندند. هر کس گوشهای از کارهای مربوطه را میگرفت و کمک میکرد. به صورت خیلی صمیمی مرد و زن در این مراسم شرکت میکردند. کوچکترها و بچهها هم شور و حال مخصوص خود را داشتند و در این مراسم شرکت میکردند. نوازندگان و مطربان به صورت شبانهروزی به مدت سه یا هفت شبانهروزی مینواختند و در بعضی جاها حتی زن و بچههایشان را نیز با خود میآوردند. زن و مرد با رقصیدن دستهجمعی آنها را همراهی میکردند. همه به نوعی در این شادی شریک بودند. یکدل، یکصدا و متحد، زن و مرد و دختر و پسر میرقصیدند و میخواندند و صحنههای زیبایی از یکدلی و صداقت و صلح و صفا به نمایش میگذاشتند. ضمناً عروسیها معمولا طوری برنامهریزی میشد که شب دوشنبه و یا شب جمعه به پایان میرسید و میگفتند که این سنت است. در عصر یکشنبه و یا پنجشنبه مراسم حنابندان و سرتراشو و سر او (آب) بردن برگزار میشد. مراسم به این شکل برگزار میشد که حجلهای زیبا میبستند که هنوز هم همین رسم وجود دارد.
سپس داماد را زیر حجله مینشاندند و مطربان مینواختند و زن و مرد، شعر "حنابندان" میخواندند. پس از این مراسم حنابندان تمام میشد و دست و پای داماد شسته میشد مراسم "سرتراشو" اصلاح سر و صورت شروع میشد که با آهنگی دیگر و شعرهایی دیگر که مربوط به "سرتراشو" بود برگزار میشد.
شعر مربوط به حنابندان:
حنا حناش میبندیم
به دست و پاش میبندیم
اگه حنا نباشه
آب طلاش میبندیم
شعر مربوط به سرتراشو :
ای سرتراش ای سرتراش سرداماد بتراش
اونجا که سر میتراشیدند
نقل و نبات میپاشیدند
پس از اتمام "سرتراشو" دو نفراز سرشناسان و بزرگان قوم، دست داماد را میگرفتند و بقیه همراه با نوازندگان، داماد را تا جایی که در نظر داشتند همراهی میکردند. در آنجا لباسها نو (کت و شلوار و کراوات) به تن داماد میکردند و آماده برگشتن به خانه میشدند. در این موقع مردم به داماد تبریک میگفتند و صورت او را میبوسیدند.
زنهای قوم و طائفه نیز با ریختن شکلات و پول خرد بر سر داماد و بوسیدن دست و صورت داماد به او تبریک میگفتند و تیراندازها تیراندازی میکردند. اسبسواران، اسب سواری میکردند و همه به شادی میپرداختند (البته تیراندازی و اسبسواری مربوط به همهی عروسیها نمیشد). در آخر شب عدهای زن از خانوادهی داماد به خانهی عروس میرفتند و نوازندگان نیز آنها را همراهی میکردند. سپس با دایهی عروس و تعدادی زن که از خانوادهی عروس بودند پس از کسب اجازه از خانوادهی عروس دست عروس را میگرفتند و آئینهای در جلوی او نگه میداشتند و پیاده و سرودخوانان و دست زنان و شادیکنان به طرف خانهی داماد به راه میافتادند. عروس لباسی سبز و شلوار بادله میپوشید و چادری سبز بر سر میانداخت. در مراسم آوردن عروس، مردان شرکت نداشتند. زمانی که عروس جلو خانهی داماد ـ یعنی اطاقی که برای شب زفاف آذین بسته شده و داماد انتظار او را میکشید ـ میرسید، حیوانی را قربانی میکردند و یکی از پاهای عروس را به قربانی آغشته میکردند و مقداری خرما که از قبل آماده شده بود را به دست عروس میدادند که بالای در ورودی بچسباند و بعد وارد اتاق میشد. بعد از این که زنان خارج میشدند دایهی عروس در اتاق میماند و راهنماییهای لازم را به عمل میآورد و عروس و داماد را وادار به خواندن دو رکعت نماز سنت میکرد و دایه بیرون میآمد و در اتاق را از بیرون میبست و همراه با چند زن دیگر به انتظار مینشست. معمولا شب زفاف استفاده از هر گونه روشنایی ممنوع بود. مراسم به این شکل پایان میگرفت، عدهای زن و مرد هم میماندندو کارهای نظافتی و جمعآوری وسایل مردم و ظروف و فرش و پتو و… را انجام میدادند و به خانهی صاحبانش میبردند. صبح روز عروسی مادر داماد حلوای پشت پرده میپخت و به خانهی همسایهها میبرد و بدینوسیله خبر دامادی پسرش را میداد. پس از 2 روز مراسم واطلبون (پاتختی) گرفته میشد که در این مراسم عروس با خانودهی شوهرش به خانواده داماد برمیگشت.
کلیهی زر کلیهی مروار مو میبرم عروس
سرا به دور هشتاد دیوار مو میبرم عروس
دایهاش میگو که من ندارم دختر
کلیهی زر کلیهی مروار مو میبرم عروس
سرا به دور هشتاد دیوار مو میبرم عروس
دختر میگو که مو نشستم پس در
کلیهی زر کلیهی مروار مو میبرم عروس
سرا به دور هشتاد دیوار مو میبرم عروس
با چادر و چاقچور و با صندوق زر
کلیهی زر کلیهی مروار مو میبرم عروس
سرا به دور هشتاد دیوار مو میبرم عروس
منبع : comساحل نشينان www
موضوع: <-PostCategory->
نويسنده: منصور نادمی | ساعت: 13:8
پارسیان یا گاوبَندی یکی از شهرستانهای استان هرمزگان واقع در جنوب ایران است. نام شهرستان گاوبندی به دستور رئیس جمهور وقت، محمود احمدی نژاد و درخواست مردم به پارسیان تغییر یافت.† این شهرستان تا چند سال پیش یکی از بخشهای شهرستان بندر لنگه بوده که بعداً به سطح شهرستان ارتقاء یافتهاست. اطلاعات ارائهشده درباره بخش پارسیان (پیش از شهرستان شدن) بدین صورت بودهاست: پارسیان (گاوبندی)، یکی از بخشهای شهرستان بندر لنگهاست که در جنوب ایران قرار دارد. فاصله اش تا بندر لنگه ۲۲۰ کیلومتر است. با توجه به اینکه این ناحیه گرم و مرطوب است، اما آب و هوای پارسیان از سایر نقاط استان معتدلتر است.

محدوده پارسیان :از سمت شمال به شهرستان لامرد واز سمت جنوب به خلیج فارس، واز مغرب به بندر عسلویه، از توابع شهرستان کنگان و از سمت مشرق به بخش شیبکوه از توابع شهرستان بندر لنگه، محدود میشود.

جمعیت شهرستان پارسیان طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵، برابر با ۳۸۰۹۶ نفر بودهاست [۱]. عده کمی در کشورهای حوزه خلیج فارس مشغول به کارند. درصد سواد در این منطقه نسبت به دیگر نقاط استان در سطح بالاتری است.زبان مردم این منطقه، شاخهای از زبان فارسی است که به صورت گویشهای مختلف به کار میرود. برخی از روستاها به زبان عربی سخن میگویند. مردم این منطقه، از نظر کشاورزی بسیار فعال بوده و محصولات خود را به سایر شهرستانها ارسال میکنند و عمده محصولات کشاورزی این منطقه گوجه فرنگی، بادنجان، سبزیجات و خرما است.
ین منطقه دارای قسمتهای زیادی است که از این میان میتوان به احشام، دشتی، بستانو، بهده، بوچیر، جهواز، شیوو، ستلو، کوشکنار، فومستان، میلکی، برکه دکا، سروباش، یرد خردو، یردخلف، یُرد قاسمعالی، یُرد کوخردی، کناردان اشاره کرد.
طی سالهای اخیر پیشرفتهای قابل توجهی در منطقه بوجود آمدهاست که بهوسیله نهادهای دولتی و همچنین نیکوکاران بودهاست که از مهمترین اقدامات انجام شده میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
این منطقه دارای غذاهای بخصوصی است که از میان آنها میتوان نام برد:
گاوبندی دارای کشتزارهای گستردهاست که عبارتانداز: گود قاسمو، چاه دروا، جنگل، خور خنجیها، بند ملا، خالصی، لمری، باغ مقبل، ارض بردول، زمین جوکار پشت کوه، در این کشتزارها در حدود ۱۰۰۰۰ من جو و گندم و غله کاشته میشود و زراعت دیم است.


در منطقه گاوبندی نخلستان وسیعی وجود دارد و در زمان پیشین محصولات خرما و غله از این منطقه به هند ومومباسا برده میشدهاست ومردم منطقه از راه تجارت وسفر به هند و آفریقا امرا معاش مینمودهاند، نخلستان گاوبندی به شرح زیر است:
نخل فولاد، نخل جنگل غربی، نخل خلفانی، نخل ملا خنجیها، نخل درواه، نخل خواجه، نخل علی قاسم، نخل ملا اسحاق، نخل باقر حافظی، زریبه میر، زریبه ملا احمد وهزارها باغها ونخلستانهایی که در دوران گذشته در منطقه وجوده داشتهاست که متأسفانه بعلت بی توجهی مردم منطقه وکم بود آب شرین، بیشتر نخلها مردهاند و نابود شدهاند.
در منطقه گاوبندی درههای متعدی وجود دارد که به صورت مسیل و یا رودخانه فصلی در جریان است، مشهورترین درههای منطقه عبارتاند از: درواه گبری، رودخانه، درواه حلوای، درواه گز آبدین، دوراه چا درواه، درواه تنگ بردول، و درواه آبیار. در گوشه وکنار بعضی از این درواهها زمینهای (جوکار) وجود دارد که در بعضی او قات کشاورزان در آن جو و گندم میکارند بعضي از آب اين دره ها منتهي آن به آب انبارهاي قديمي شهر سرازير ميشود.

پيشه و شغل مردم شهرستان پارسيان
شغل اهالی صید، ماهی گیری و کشاورزی است، تجارت و سفر است. وصادرات گاوبَندی در سابق خرما و غله بودهاست.كه در كنار آن به ماهيگيري هم مشغول بوده اند.

موضوع: <-PostCategory->




